السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

66

سيره معصومان ( فارسي )

چنان رفتار كن كه گويى فردا از دنيا خواهى رفت . اگر خواهان شرف و عزّت بدون وابستگى به خانواده و عشيره مىباشى ، و شكوه و عظمت بدون سلطنت را مىخواهى ، از ذلّت و خوارى گناه و معصيت خدا دورى كن ، و به نيروى اطاعت و فرمانبرى خداى عزّ و جل خود را آراسته ساز چنانچه نيازى به همنشينى پيدا كردى ، از ميان مردم كسى را انتخاب كن كه همنشين با او موجب وقار و سنگينى تو گردد . و در هنگام خدمت نگاهبان تو باشد ، و به وقت احتياج تو را يارى دهد ؛ و گفتار تو را تصديق كند . در شدايد و سختيها با تو همصدا گردد . در امور پرارزش دست كمك به سوى تو دراز كند . چنانچه خطايى از تو سر زند ، به جبران آن بپردازد . كار نيك تو را از ياد نبرد . اگر از وى چيزى بخواهى ، در انجام خواستهء تو بكوشد . چنانچه ميان تو و او جدايى افتد ، او خود را به تو نزديك سازد . در مصائب ، به همدردى تو بشتابد . هرگز زيانى از او به تو نرسد . تو را در چنگال دشواريها گرفتار نسازد . در امور حقيقى و اساسى موجبات خوارى تو را فراهم نكند ، و به هنگام تقسيم اموال تو را بر خود برگزيند . كلمات قصار امام حسن ( ع ) از امام حسن مجتبى ( ع ) سخنان حكيمانه و مواعظ بسيار روايت شده است . اين چند كلمه نمونهء بارزى از سخنان بىشمار اوست ، كه : از تحف العقول « 1 » ، انتخاب گرديده است . * هرگز قومى با مشورت با يكديگر زيان نبينند ، جز اينكه به راه صحيح رهبرى شوند . * از نشانه‌هاى پستى يكى اين است كه در برابر نعمت سپاس به جاى نياورى . * به يكى از فرزندانش فرمود : كسى را به برادرى انتخاب مكن ، مگر آنكه بدانى از كجا مىآيد و به كجا مىرود . آن كس به تو نزديك است كه به حقيقت با تو دوستى كند و هر كس از دوستى با تو كناره گرفت ، از تو دور است ، هر چند از نزديكانت باشد . * خيرى كه با شرّ آميخته نباشد ، شكر در برابر نعمت ، و صبر در برابر ناگواريهاست . * دشنام و سرزنش به مراتب از رفتن به دوزخ آسان‌تر است . دربارهء دوست نيكوكار خود فرموده است : او در نظر من از بزرگترين مردم بود . آنچه را كه باعث گرديد وى را بزرگ شمارم ، اين بود كه دنيا در نظرش بسيار كوچك مىنمود . هرگز از روزگار ، نه شكايتى داشت و نه خشم و نه دلتنگى ، بيشتر عمرش خموش بود ؛ و همين كه به سخن مىپرداخت ، بر همهء گوينده‌ها چيره بود چون با دانشمندان مىنشست ، به شنيدن ، بيش از گفتن ، شيفته بود . به وقت ضرورت سكوت خود را مىشكست . شيوهء او چنان بود كه چيزى را كه انجام نمىداد ، نمىگفت ، و مىكوشيد آنچه را نگفته ، انجام دهد . چون در برابر دو كار قرار مىگرفت و نمىدانست كه كدام يك به رضاى پروردگار نزديكتر است ، پس مىنگريست آنكه مطابق با هواى نفس خود بود ، با آن مخالفت مىورزيد . هيچ كس را به كارى كه مىتوان از آن عذرى آورد ، سرزنش نمىكرد .

--> ( 1 ) تأليف عالم شيعى بزرگوار در قرن چهارم هجرى ، ابو محمد حسن بن على بن حسين بن شعبهء حرانى .